سئو بینالمللی یعنی سایت را طوری بسازید و اداره کنید که گوگل بفهمد هر نسخهی آن برای کدام زبان و کدام کشور است و همان نسخه را به کاربر درست نشان دهد: نسخهی آلمانی به کسی که در آلمان آلمانی جستجو میکند، نسخهی انگلیسی به کاربر بریتانیا یا امارات، و نسخهی فارسی به فارسیزبانها. این کار چهار ستون دارد: ساختار نشانی درست برای هر زبان (دامنهی کشوری، پوشه یا سابدامین)، برچسب hreflang که نسخهها را به هم وصل میکند، محتوایی که برای هر بازار بومیسازی شده و نه فقط ترجمه، و نشانههای اعتماد محلی مثل آدرس، تلفن، نظر مشتری و صفحات حقوقی همان کشور. سایت چندزبانهای که فقط ترجمه شده باشد، معمولاً در هیچکدام از زبانهایش خوب رتبه نمیگیرد.
این راهنما برای دو گروه نوشته شده است: کسبوکارهایی که در ایران اداره میشوند و میخواهند به مشتری خارجی بفروشند، و ایرانیانی که در اروپا، بریتانیا، آلمان، امارات یا ترکیه کسبوکار دارند و سایتشان باید هم برای مشتری محلی کار کند و هم گاهی برای جامعهی فارسیزبان همان کشور. اگر با پایههای سئو آشنا نیستید، اول راهنمای سئو چیست را بخوانید؛ اینجا فرض میکنیم آن پایهها را میدانید و فقط روی چیزهایی تمرکز میکنیم که در سایت چندزبانه فرق میکنند.
سئو بینالمللی با سئوی معمولی چه فرقی دارد؟
فرق اصلی این است که در سئوی بینالمللی، علاوه بر «کدام صفحه بهترین جواب است»، گوگل باید بفهمد «کدام نسخهی این صفحه برای این کاربر است». در سایت یکزبانه این سؤال اصلاً پیش نمیآید. اما وقتی یک صفحهی خدمات به فارسی، انگلیسی و آلمانی وجود دارد، اگر نشانهها روشن نباشد، گوگل ممکن است نسخهی انگلیسی را به کاربر آلمانی نشان دهد، دو نسخه را تکراری فرض کند و یکی را کنار بگذارد، یا اصلاً نسخهی دوم را ایندکس نکند.
تفاوت دوم این است که هر بازار رقبای خودش، عادتهای جستجوی خودش و انتظارات خودش را دارد. رتبه گرفتن در گوگل آلمان یعنی رقابت با کسبوکارهای آلمانی که سالها آنجا حضور دارند، به زبان مادری مشتری مینویسند و در فهرستها و رسانههای محلی دیده میشوند. سئوی فنی درست فقط شرط ورود است؛ برنده شدن به محتوا و اعتبار محلی بستگی دارد.
سئو سایت چندزبانه را از کجا شروع کنیم؟
سئو سایت چندزبانه از یک تصمیم شروع میشود، نه از ترجمه: هدف شما زبان است یا کشور؟ این دو یکی نیستند. اگر میخواهید به همهی آلمانیزبانها بفروشید، هدفتان زبان آلمانی است و یک نسخه برای آلمان، اتریش و سوئیس کافی است. اما اگر قیمت، ارسال، قوانین یا واحد پول در هر کشور فرق دارد، هدفتان کشور است و ممکن است برای آلمان و سوئیس دو نسخه لازم داشته باشید، حتی اگر زبان هر دو آلمانی باشد.
برای بیشتر کسبوکارهای ایرانی که تازه به بازار خارجی فکر میکنند، جواب سادهتر است: یک زبان هدف و یک یا دو کشور اصلی. پیش از هر کار فنی، این سؤالها را روی کاغذ جواب دهید:
- مشتری اصلی شما در کدام کشور است و به چه زبانی جستجو میکند، نه به چه زبانی صحبت میکند.
- آیا قیمت، روش پرداخت، ارسال یا شرایط خدمات در کشورهای هدف با هم فرق دارد یا یکسان است.
- آیا نسخهی فارسی برای مشتری داخل ایران است، برای فارسیزبانان خارج از ایران، یا برای هر دو.
- چه کسی محتوای هر زبان را مینویسد و ویرایش میکند و بعد از راهاندازی، بهروز نگه میدارد.
- آیا در کشور هدف آدرس، تلفن یا نمایندهی واقعی دارید یا فقط از راه دور خدمت میدهید.
جواب همین سؤالها ساختار نشانی، تعداد نسخهها و حجم کار محتوا را تعیین میکند. بسیاری از سایتهای چندزبانهی ناموفق، بدون این تصمیم و فقط با نصب یک افزونهی ترجمه ساخته شدهاند.
دامنهی کشوری، پوشه یا سابدامین: کدام ساختار بهتر است؟
برای بیشتر کسبوکارهای کوچک و متوسط، پوشهی زبان روی یک دامنهی اصلی (مثلاً /en/ و /de/) بهترین نقطهی شروع است، چون همهی اعتبار سایت در یک دامنه جمع میشود و نگهداریاش سادهتر است. دو گزینهی دیگر هم جای خودشان را دارند، ولی هزینهی بیشتری میخواهند. سه گزینه و مزایا و معایبشان اینهاست:
- دامنهی کشوری (ccTLD) مثل .de برای آلمان یا .co.uk برای بریتانیا قویترین نشانهی کشور هدف را به گوگل و به کاربر میدهد و کاربر محلی معمولاً به آن بیشتر اعتماد میکند، اما هر دامنه از صفر اعتبار میسازد، برای هر کدام باید جداگانه لینک و محتوا جمع کنید، و ثبت بعضی از این دامنهها شرایط خاص خودش را دارد که باید پیش از تصمیم بررسی شود.
- پوشه (subfolder) مثل example.com/de/ از اعتبار دامنهی اصلی استفاده میکند، یک هاست و یک سرچ کنسول اصلی دارد، و برای تیم کوچک سادهترین گزینه برای نگهداری است؛ عیبش این است که نشانهی کشوری به قدرت دامنهی کشوری نیست و باید با hreflang و محتوای محلی جبرانش کنید.
- سابدامین مثل de.example.com امکان میدهد هر نسخه روی سرور یا سیستم جداگانه اجرا شود، که برای سایتهای بزرگ با تیمهای جدا مفید است، اما در عمل گوگل آن را تا حد زیادی مثل سایتی جدا میبیند و اعتبار دامنهی اصلی کمتر به آن میرسد.
دو ساختار را هم توصیه نمیکنیم: پارامتر در نشانی مثل ?lang=de که هم برای گوگل و هم برای کاربر مبهم است، و سایتی که زبان را بدون تغییر نشانی، با کوکی یا جاوااسکریپت عوض میکند. در حالت دوم، گوگل فقط یکی از زبانها را میبیند، چون برای هر زبان نشانی جداگانهای وجود ندارد که خزش و ایندکس شود. قاعدهی ساده این است: هر زبان، هر صفحه، یک نشانی ثابت و جدا.
اگر کسبوکار شما در ایران است و دامنهی .ir دارد، برای بازار خارجی معمولاً بهتر است دامنهی بینالمللی مثل .com بگیرید و نسخهها را در پوشه بگذارید. دامنهی .ir نشانهی قوی کشور ایران است و گوگل آن را برای ایران هدفگیریشده میبیند. نکات انتخاب دامنه و ثبت آن در راهنمای هاست و دامنه آمده است.
hreflang چیست و چه کاری انجام میدهد؟
hreflang برچسبی است که به گوگل میگوید یک صفحه نسخههای دیگری به زبانها یا برای کشورهای دیگر دارد و نشانی هر کدام کجاست. با این برچسب، گوگل نسخهی فارسی، انگلیسی و آلمانی یک صفحه را بهعنوان یک خانواده میشناسد، آنها را تکراری حساب نمیکند و در هر جستجو نسخهای را نشان میدهد که با زبان و کشور کاربر جورتر است. hreflang رتبه نمیآورد؛ فقط مطمئن میشود رتبهای که دارید به نسخهی درست برسد.
این برچسب را میشود به سه شکل اضافه کرد: در بخش head هر صفحه، در هدر HTTP (که برای فایلهایی مثل PDF به کار میآید)، یا در نقشهی سایت XML. برای سایتهای کوچک، روش head سادهتر است؛ برای سایتهای بزرگ با هزاران صفحه، نقشهی سایت حجم کد صفحه را پایین نگه میدارد. مهم این است که یکی را انتخاب کنید و همهجا یکدست اجرا کنید.
کد هر نسخه از دو بخش ساخته میشود: کد زبان دوحرفی (مثل fa، en، de، tr، ar) و در صورت نیاز کد کشور دوحرفی بعد از خط تیره. چند نمونهی رایج برای مخاطبان این راهنما:
- کد de یعنی آلمانی برای هر کشوری، و کد de-DE یعنی آلمانی فقط برای کاربران آلمان، و کد de-AT آلمانی برای اتریش.
- کد en-GB یعنی انگلیسی برای بریتانیا، و کد en-AE انگلیسی برای کاربران امارات.
- کد fa-DE یعنی فارسی برای کاربرانی که در آلمان هستند، که برای کسبوکاری که به جامعهی ایرانی آلمان خدمت میدهد کاربرد دارد.
- کد tr-TR یعنی ترکی برای کاربران ترکیه، و کد ar-AE عربی برای امارات.
- مقدار x-default نسخهای است که وقتی هیچ نسخهی دیگری با زبان یا کشور کاربر جور نیست نشان داده میشود، و معمولاً صفحهی انتخاب زبان یا نسخهی انگلیسی است.
رایجترین خطاهای hreflang کداماند؟
رایجترین خطای hreflang، نبودن لینک برگشتی است: صفحهی فارسی به نسخهی آلمانی اشاره میکند، ولی نسخهی آلمانی به صفحهی فارسی اشاره نمیکند. hreflang باید دوطرفه باشد؛ وقتی طرف مقابل تأیید نکند، گوگل آن رابطه را نادیده میگیرد. خطاهای دیگری که در بررسی سایتهای چندزبانه زیاد دیده میشوند:
- کد اشتباه، که رایجترینش en-UK است؛ کد درست بریتانیا GB است و برچسب با en-UK عملاً بیاثر میماند.
- جابهجا نوشتن زبان و کشور، مثلاً نوشتن کد کشور به جای کد زبان، یا استفاده از کد کشور بهتنهایی بدون کد زبان.
- فراموش کردن ارجاع هر صفحه به خودش؛ هر نسخه باید در فهرست hreflang خودش هم آمده باشد، نه فقط نسخههای دیگر.
- تگ canonical ناهماهنگ، یعنی نسخهی آلمانی canonical را به نسخهی انگلیسی داده است؛ این به گوگل میگوید نسخهی آلمانی کپی است و نباید ایندکس شود، و hreflang عملاً از کار میافتد. هر نسخه باید canonical را به خودش بدهد.
- اشاره به نشانیهایی که ریدایرکت میشوند، خطای ۴۰۴ میدهند یا با noindex از ایندکس خارج شدهاند؛ hreflang باید فقط به صفحات زنده و قابل ایندکس اشاره کند.
- نبودن x-default، که در خودش خطا نیست ولی باعث میشود تکلیف کاربر کشورهای دیگر روشن نباشد.
- اشارهی همهی صفحات به صفحهی اصلی زبان دیگر، به جای صفحهی معادل همان مطلب؛ hreflang صفحه به صفحه است، نه سایت به سایت.
این خطاها معمولاً از افزونهها یا قالبهایی میآیند که بیدقت تنظیم شدهاند، یا از صفحاتی که فقط در یک زبان وجود دارند ولی سیستم برایشان hreflang ساختگی تولید میکند. اگر صفحهای فقط در یک زبان هست، برایش hreflang ننویسید. فهرست کاملتری از خطاهای فنی که روی هر سایتی، چندزبانه یا نه، دیده میشوند در خطاهای رایج سئوی فنی آمده است.
ترجمه با بومیسازی چه فرقی دارد؟
ترجمه متن را از یک زبان به زبان دیگر برمیگرداند؛ بومیسازی صفحه را برای مشتری کشور دیگر از نو میسازد. در بومیسازی، علاوه بر زبان، واحد پول، قالب تاریخ و عدد، روشهای پرداخت رایج، شیوهی خطاب کردن مشتری، نمونهها و تصاویر، مدارکی که اعتماد میسازد و حتی ترتیب اطلاعات صفحه با بازار هدف هماهنگ میشود. مشتری آلمانی معمولاً جزئیات فنی، شرایط دقیق و اطلاعات تماس شفاف میخواهد؛ مشتری اماراتی ممکن است بیشتر دنبال سرعت پاسخ و راه تماس مستقیم باشد. اینها را ترجمه به شما نمیدهد.
یک مثال ساده: صفحهی فارسی خدمات شما احتمالاً با «مشاورهی رایگان» و شمارهی واتساپ تمام میشود. در نسخهی آلمانی، همین بخش شاید باید فرم تماس با توضیح نحوهی پردازش اطلاعات، ساعت پاسخگویی به وقت محلی و آدرس کامل داشته باشد. متن ترجمهشدهی بخش فارسی، هر قدر هم دقیق، این کار را نمیکند.
چرا نباید کلمات کلیدی را ترجمه کرد؟
نباید کلمات کلیدی را ترجمه کرد چون مردم هر کشور با کلمات خودشان جستجو میکنند، و ترجمهی دقیق یک عبارت فارسی اغلب همان چیزی نیست که آلمانی یا انگلیسیزبان در گوگل میزند. گاهی معادل ترجمهای اصلاً جستجو نمیشود، گاهی کاربران محلی یک واژهی انگلیسی را در جستجوی آلمانی به کار میبرند، گاهی یک مفهوم در دو کشور با یک زبان مشترک دو اسم متفاوت دارد، و گاهی نیت جستجو کاملاً فرق میکند. انگلیسی بریتانیا و انگلیسی امارات هم برای بعضی خدمات واژههای متفاوتی دارند.
تحقیق کلمهی کلیدی را برای هر زبان و هر کشور از اول انجام دهید. روش عملیاش این است:
- فهرست خدمات و محصولات را به زبان ساده بنویسید و از یک بومی یا کسی که سالها در آن کشور کار کرده بپرسید خودش برای پیدا کردن این خدمت چه جستجو میکند.
- همان عبارتها را در گوگل همان کشور جستجو کنید و ببینید پیشنهادهای تایپ، بخش سؤالهای مرتبط و عنوان صفحات رتبهدار رقبا از چه واژههایی استفاده میکنند.
- با ابزار تحقیق کلمهی کلیدی، پایگاه دادهی همان کشور را انتخاب کنید، نه پایگاه پیشفرض، چون حجم و رقابت هر عبارت در هر کشور فرق دارد.
- نوع صفحاتی را که برای هر عبارت بالا آمدهاند ببینید؛ اگر در آلمان برای یک عبارت صفحات مقایسه رتبه گرفتهاند و در بریتانیا صفحات خدمات، نیت جستجو در دو کشور یکی نیست.
- بعد از چند ماه، گزارش جستجوهای سرچ کنسول برای هر نسخه را بخوانید و عبارتهایی را که واقعاً برایشان دیده میشوید به فهرست اضافه کنید.
نتیجهی این کار معمولاً این است که ساختار صفحات نسخهی آلمانی دقیقاً آینهی نسخهی فارسی نیست. ممکن است یک خدمت در بازار آلمان دو صفحهی جدا لازم داشته باشد و خدمت دیگری اصلاً ارزش صفحهی جداگانه نداشته باشد. این طبیعی است و نشانهی این است که تحقیق درست انجام شده است.
سئو سایت انگلیسی یا آلمانی چه نشانههای اعتماد محلی میخواهد؟
سئو سایت انگلیسی یا آلمانی، جدا از محتوا، به نشانههایی نیاز دارد که به کاربر و به گوگل نشان دهد کسبوکار واقعاً در آن بازار حضور دارد و قابل اعتماد است. کاربر خارجیای که برای اولین بار به سایت شما میرسد، پیش از خواندن متن دنبال این نشانهها میگردد و اگر پیدا نکند، به نتیجهی بعدی میرود. مهمترینها اینهاست:
- صفحات حقوقی مطابق انتظار همان کشور؛ برای نمونه، از سایتهای آلمانی بهطور کلی انتظار میرود صفحهای به نام Impressum داشته باشند که مشخصات صاحب سایت را نشان میدهد، و جزئیات آن را باید با مشاور حقوقی همان کشور بررسی کنید.
- آدرس فیزیکی و تلفن محلی که در همهی صفحات و همهی فهرستها به یک شکل نوشته شده باشد، و اگر دفتر محلی ندارید، صادقانه بگویید از کجا خدمت میدهید.
- نظرات مشتریان همان کشور، به زبان همان کشور، در سکوهایی که مردم آن بازار میشناسند و به آنها اعتماد دارند.
- ثبت در فهرستها و دایرکتوریهای معتبر محلی و صنفی همان کشور، با اطلاعات یکسان.
- پروفایل کسبوکار گوگل در کشور هدف، اگر آنجا دفتر یا محل خدمت واقعی دارید.
- روشهای پرداخت و ارسالی که مشتری محلی میشناسد، و قیمت به واحد پول خودش.
- زمان پاسخگویی و ساعت کاری به وقت محلی، نه به وقت تهران.
دربارهی پروفایل کسبوکار گوگل یک نکتهی مهم برای خوانندگان ایرانی هست: این سرویس برای کسبوکارهای داخل ایران پشتیبانی نمیشود، که در راهنمای پروفایل کسبوکار گوگل در ایران توضیح دادهایم. اما اگر کسبوکار شما در آلمان، بریتانیا، امارات یا ترکیه دفتر و آدرس واقعی دارد، ساختن و کامل کردن این پروفایل در همان کشور یکی از مؤثرترین کارهای سئوی محلی است. آدرس مجازی یا ساختگی برای این کار ریسک تعلیق پروفایل دارد و توصیه نمیشود.
لینکسازی هم محلی است. چند لینک از سایتهای مرتبط آلمانی برای نسخهی آلمانی ارزش بیشتری از لینکهای زیاد از سایتهای فارسی دارد. انجمنهای صنفی، همکاران تجاری، رسانههای تخصصی و رویدادهای همان کشور منابع طبیعی این لینکها هستند.
هاست و سرعت سایت برای کشور هدف چقدر مهم است؟
هاست و سرعت برای کشور هدف مهم است، چون کاربر آلمانی یا اماراتی سایت را از همانجا باز میکند و اگر سرور در فاصلهی دور یا پشت شبکهای کند باشد، صفحه دیر بالا میآید. سایتی که روی هاست داخل ایران است، برای کاربر خارج از ایران معمولاً کندتر است و در دورههایی که ارتباط بینالمللی اختلال دارد، ممکن است اصلاً در دسترس نباشد؛ این هم برای کاربر بد است و هم برای خزندهی گوگل که برای خواندن سایت به آن نیاز دارد.
برای سایتی که بازار اصلیاش خارج از ایران است، این تصمیمها را جدی بگیرید:
- سرور را نزدیک به بازار اصلی انتخاب کنید؛ برای اروپا و بریتانیا، دیتاسنتری در اروپا معمولاً گزینهی منطقی است.
- اگر هم کاربر ایرانی دارید و هم کاربر خارجی، از شبکهی توزیع محتوا (CDN) استفاده کنید تا فایلهای ثابت از نزدیکترین نقطه به کاربر تحویل داده شوند.
- سرعت را از کشور هدف بسنجید، نه از پشت اینترنت خودتان، چون تجربهی شما در ایران با تجربهی کاربر برلین یکی نیست.
- مطمئن شوید خزندهی گوگل به سایت دسترسی دارد و فایروال یا تنظیمات امنیتی هاست آن را مسدود نکرده است.
- پیش از خرید هاست خارجی، شرایط سرویسدهنده دربارهی کاربران و پرداخت از ایران را بخوانید تا سایت بعداً بیخبر معلق نشود.
سرعت جدا از هاست هم به سنگینی صفحات بستگی دارد؛ تصاویر فشردهنشده و اسکریپتهای اضافه در هر کشوری سایت را کند میکنند. برای شناخت معیارهای سرعت گوگل، راهنمای Core Web Vitals را ببینید.
سرچ کنسول را برای هر زبان چطور تنظیم کنیم؟
بهترین روش این است که علاوه بر ثبت کل دامنه در سرچ کنسول، برای هر نسخهی زبانی یک property جداگانه هم بسازید، مثلاً یکی برای پوشهی /de/ و یکی برای /en/. با این کار، گزارش جستجوها، صفحات، کشورها و خطاهای ایندکس هر زبان جدا دیده میشود و عملکرد نسخهی آلمانی زیر عددهای نسخهی فارسی گم نمیشود. اگر از دامنههای کشوری یا سابدامین استفاده میکنید، هر کدام بهطور طبیعی property خودش را دارد.
چند چیز را در سرچ کنسول هر نسخه مرتب نگاه کنید: اینکه صفحات آن زبان ایندکس شدهاند یا با عنوان «تکراری» کنار گذاشته شدهاند، گزارش کشورها که نشان میدهد نمایشها واقعاً از کشور هدف میآید یا نه، و عبارتهایی که هر نسخه برایشان دیده میشود. اگر نسخهی آلمانی بیشتر در ایران دیده میشود تا در آلمان، یعنی نشانههای کشوری یا hreflang درست کار نمیکند. برای هر نسخه یک نقشهی سایت جداگانه هم بسازید و در property همان نسخه معرفی کنید.
سایت دوزبانه چقدر کار محتوایی میخواهد؟
سایت دوزبانه تقریباً دو برابر سایت یکزبانه کار محتوایی میخواهد، و در عمل کمی بیشتر، چون هر زبان تحقیق کلمهی کلیدی، نوشتن یا بومیسازی، ویرایش، بهروزرسانی و لینکسازی جداگانه دارد. این همان بخشی است که بیشتر کسبوکارها کم برآورد میکنند: سایت را دوزبانه راه میاندازند، چند ماه هر دو نسخه را بهروز نگه میدارند، و بعد نسخهی دوم رها میشود و قیمتها، خدمات و اطلاعات تماسش از نسخهی اصلی عقب میافتد.
پیش از دوزبانه کردن سایت، این سؤال را صادقانه جواب دهید: اگر هر ماه یک خدمت جدید یا یک مقاله به نسخهی فارسی اضافه میشود، چه کسی و با چه کیفیتی همان را به زبان دوم آماده میکند؟ اگر جوابی ندارید، بهتر است نسخهی دوم کوچکتر و متمرکزتر باشد: صفحات اصلی خدمات، دربارهی ما، تماس و چند مقالهی کلیدی که با تحقیق کلمهی کلیدی همان بازار انتخاب شدهاند. نسخهی کوچکِ خوب و بهروز، از نسخهی بزرگِ نیمهکاره بهتر است.
دربارهی ترجمهی ماشینی و هوش مصنوعی هم واقعبین باشید. ابزارهای ترجمه برای پیشنویس سرعت را بالا میبرند، اما متنی که بدون ویرایش یک بومی منتشر شود، برای خوانندهی محلی معمولاً مصنوعی و گاهی غلط است و اعتماد را از بین میبرد. نکات استفادهی درست از این ابزارها در تولید محتوا در راهنمای محتوای هوش مصنوعی و سئو آمده است.
رایجترین اشتباهات سئو بینالمللی کداماند؟
رایجترین اشتباه سئو بینالمللی، ریدایرکت خودکار بر اساس IP است: سایت موقعیت کاربر را تشخیص میدهد و او را بیاجازه به نسخهی کشور خودش میفرستد. مشکل این است که خزندهی گوگل بیشتر از نشانیهای آمریکا سایت را میخواند و با این ریدایرکت ممکن است هیچوقت نسخههای دیگر را نبیند. کاربر هم ممکن است فارسیزبانی در آلمان باشد که نسخهی فارسی را میخواهد. راه درست این است که نسخهی مناسب را با یک نوار یا پیام پیشنهاد دهید و انتخاب را به کاربر بسپارید. اشتباهات رایج دیگر:
- انتشار ترجمهی ماشینی بدون ویرایش انسانی، که هم خواننده را فراری میدهد و هم ممکن است از نظر گوگل محتوای کمارزش خودکار به حساب بیاید.
- صفحهای که زبانها را مخلوط میکند، مثلاً متن اصلی آلمانی است ولی منو، دکمهها، فرم یا پانویس فارسی یا انگلیسی مانده؛ این هم کاربر را گیج میکند و هم تشخیص زبان صفحه را برای گوگل سخت میکند.
- ترجمه نکردن عنوان، توضیح متا، متن جایگزین تصاویر و نشانی صفحات، در حالی که اینها همان چیزهاییاند که در نتایج جستجو دیده میشوند.
- تکیه بر پرچم کشورها برای انتخاب زبان، در حالی که زبان و کشور یکی نیستند و پرچم برای کاربر اتریشی یا سوئیسی آلمانیزبان گمراهکننده است.
- کپی کردن همان کلمات کلیدی ترجمهشده و همان ساختار صفحات نسخهی فارسی برای همهی زبانها، بدون تحقیق در بازار هدف.
- دادهی ساختاریافته (اسکیما) با آدرس، تلفن یا واحد پول نسخهی اصلی در همهی زبانها، که با اطلاعات نمایشدادهشده در صفحه نمیخواند.
- بستن نسخهی خارجی به روی خزندهها با فایل robots.txt یا تنظیمات افزونهی ترجمه، که گاهی در دورهی ساخت اضافه شده و بعد فراموش شده است.
بسیاری از این اشتباهات را با یک بررسی سادهی صفحه به صفحه میشود پیدا کرد. برای شروع، بررسی رایگان سئوی سایت را روی چند صفحه از هر نسخهی زبانی اجرا کنید و نتیجهها را کنار هم بگذارید؛ تفاوتها معمولاً همان جاهایی است که نسخهی دوم عقب مانده است.
سئو بینالمللی چقدر زمان میبرد؟
سئو بینالمللی معمولاً از سئوی یکزبانه کندتر نتیجه میدهد، چون هر نسخهی تازه در بازار هدف تقریباً از صفر اعتبار میسازد. تغییرات فنی مثل hreflang و canonical معمولاً ظرف چند هفته در سرچ کنسول دیده میشوند. اما رتبه گرفتن یک نسخهی تازه در بازاری مثل آلمان یا بریتانیا، برای عبارتهای کمرقابت معمولاً چند ماه و برای عبارتهای پررقابت اغلب بیش از شش ماه تا یک سال طول میکشد، چون رقبای محلی سابقه، لینک و نظرات مشتری دارند و نسخهی شما باید اینها را بهتدریج جمع کند.
این زمان را چیزهایی کوتاهتر میکنند که در اختیار خود شماست: حضور واقعی در کشور هدف، شبکهی همکاران و مشتریانی که میتوانند نظر یا لینک بدهند، و محتوایی که واقعاً برای آن بازار نوشته شده باشد. و چیزهایی آن را طولانیتر میکنند که آنها هم در اختیار شماست: نسخهای که نیمهکاره رها شده، ترجمهی بیکیفیت و خطاهای فنی که ماهها دیده نشدهاند.
چرا قیمت سئو بینالمللی بعد از بررسی سایت اعلام میشود؟
قیمت سئو بینالمللی بعد از بررسی سایت اعلام میشود چون حجم کار از یک پروژه به پروژهی دیگر خیلی بیشتر از سئوی معمولی فرق میکند. تعداد زبانها و کشورها، تعداد صفحاتی که باید بومیسازی شوند، وضعیت فنی فعلی hreflang و canonical، رقابت در هر بازار، اینکه محتوای زبان دوم را چه کسی مینویسد و ویرایش میکند، و اینکه چقدر لینکسازی و حضور محلی لازم است، همه هزینه را تغییر میدهند. قیمت ثابت برای چنین پروژهای یا برای سایت ساده زیادی است یا برای سایت پیچیده کم.
به همین دلیل در کیبووب، برای سایتهای چندزبانه، بزرگ یا غیرایرانی، پلن «اختصاصی» سئو را داریم که قیمت ثابتی ندارد و «توافقی» است. قیمت آن بعد از بررسی سایت و دیدن دادههای سرچ کنسول اعلام میشود، تا معلوم باشد دقیقاً چه کاری لازم است و چه کاری نه. پلنهای پایه، حرفهای و پیشرفته با قیمت ثابت ماهانه برای سایتهای فارسی با بازار داخلی طراحی شدهاند؛ مقایسهی همهی پلنها در صفحهی تعرفهی سئو آمده است.
یک برنامهی مرحلهای واقعبینانه، که برای بیشتر کسبوکارهای ایرانی که به بازار خارجی وارد میشوند منطقی است، معمولاً این شکل را دارد:
- در مرحلهی اول، ساختار نشانی، hreflang، canonical، نقشهی سایت و سرچ کنسول هر نسخه درست میشود تا پایهی فنی برای همهی زبانهای آینده آماده باشد.
- در مرحلهی دوم، فقط یک زبان یا یک کشور هدف انتخاب میشود و صفحات اصلی خدمات آن با تحقیق کلمهی کلیدی محلی، بومیسازی و ویرایش بومی آماده میشوند.
- در مرحلهی سوم، نشانههای اعتماد محلی، فهرستها، نظرات مشتریان و لینکسازی همان بازار شروع میشود و محتوای آن زبان بهتدریج گسترش پیدا میکند.
- در مرحلهی چهارم، بعد از اینکه نسخهی اول در سرچ کنسول نشانههای رشد نشان داد، زبان یا کشور دوم با همان روش و با تجربهی مرحلهی قبل اضافه میشود.
این ترتیب باعث میشود بودجه روی یک بازار متمرکز بماند، اشتباهات در مقیاس کوچک پیدا و رفع شوند، و تصمیم دربارهی زبان دوم بر اساس دادهی واقعی گرفته شود، نه حدس.
از کجا شروع کنید؟
اگر سایت چندزبانه دارید یا میخواهید بسازید، این چند کار را همین هفته میتوانید انجام دهید:
- روی کاغذ مشخص کنید زبان یا کشور اصلی هدفتان کدام است و چه کسی محتوای آن را بهروز نگه میدارد.
- کد منبع یکی از صفحات هر زبان را باز کنید و ببینید hreflang و canonical وجود دارند، دوطرفهاند و کدهای زبان و کشور درست نوشته شدهاند.
- در سرچ کنسول برای هر نسخهی زبانی property جداگانه بسازید و گزارش کشورهای هر کدام را نگاه کنید.
- اگر ریدایرکت خودکار بر اساس IP دارید، آن را با یک پیشنهاد قابلرد کردن جایگزین کنید.
- یک صفحهی مهم از نسخهی خارجی را به یک بومی نشان دهید و بپرسید آیا به نظرش طبیعی و قابل اعتماد است.
برای اینکه ببینید پایههای فنی هر نسخه کجا ایراد دارد، از بررسی رایگان سئو شروع کنید. اگر میخواهید سایت و سرچ کنسولتان بررسی شود و برنامه و قیمت پلن اختصاصی را برای بازار هدف خودتان بگیرید، فرم مشاوره را پر کنید و در آن بنویسید سایت برای کدام زبانها و کشورهاست.