برای اینکه ChatGPT، Gemini، Perplexity یا Copilot وقتی کسی از آنها پیشنهاد میخواهد نام کسبوکار شما را بیاورند، راه میانبر یا پولی وجود ندارد؛ باید کاری کنید که هر جا این ابزارها دنبال جواب میگردند، اطلاعات روشن، درست و یکسانی از شما پیدا کنند. در عمل یعنی شش قدم: اول ببینید امروز دربارهی شما چه میگویند، بعد در سایتتان یک صفحه بسازید که صریح بگوید چه کسی هستید، چه کاری میکنید، برای چه کسی، کجا و با چه قیمتی، نام و تلفن و آدرستان را در همهی فهرستها و نقشهها یکسان کنید، کاری کنید که سایتها و مشتریان واقعی از شما نام ببرند، سایت را در Bing ثبت کنید و راه خزندههای هوش مصنوعی را باز بگذارید، و در آخر این اطلاعات را همیشه بهروز نگه دارید و هر ماه نتیجه را دوباره بسنجید.
این راهنما دستورالعمل عملی است، نه درس تئوری. اگر میخواهید بدانید AEO و GEO دقیقاً چه هستند و چه فرقی با سئوی معمولی دارند، آن را در راهنمای سئو برای هوش مصنوعی (AEO و GEO) مفصل توضیح دادهایم. اینجا فرض کردهایم شما صاحب یک کسبوکار هستید، وقت کمی دارید و میخواهید فهرستی داشته باشید که بشود همین ماه شروعش کرد و تیک زد.
وقتی از ChatGPT پیشنهاد میخواهند، جواب از کجا میآید؟
جواب یا از حافظهی خود مدل میآید، یعنی چیزهایی که در دورهی آموزش از متنهای عمومی اینترنت یاد گرفته، یا از جستجوی زندهای که همان لحظه در وب انجام میدهد، و در بیشتر پرسشهای پیشنهادی امروز ترکیبی از هر دوست. وقتی کسی میپرسد «یک کلینیک دندانپزشکی خوب معرفی کن» یا «کدام شرکت طراحی سایت برای فروشگاه اینترنتی مناسب است»، ابزار معمولاً تشخیص میدهد که جواب به اطلاعات تازه نیاز دارد، چند جستجو انجام میدهد، چند صفحه را میخواند و از آنها جواب میسازد.
اینکه هر ابزار از کجا جستجو میکند، تا جایی که بهطور عمومی روشن است، اینطور است:
- ChatGPT برای جستجو خزندهی خودش به نام OAI-SearchBot را دارد و OpenAI گفته که از ارائهدهندگان جستجوی بیرونی هم کمک میگیرد؛ Bing شناختهشدهترین آنهاست، ولی OpenAI اعلام نکرده سهم هر منبع چقدر است.
- Copilot محصول مایکروسافت است و جوابهایش به نمایهی Bing تکیه دارد، پس هر صفحهای که Bing نشناسد در Copilot هم عملاً وجود ندارد.
- Gemini محصول گوگل است و وقتی به اطلاعات تازه نیاز دارد از جستجوی گوگل استفاده میکند، بنابراین جایگاه شما در گوگل و پروفایل کسبوکارتان در گوگل مستقیماً روی آن اثر دارد.
- Perplexity طبق گفتهی خودش خزندهای به نام PerplexityBot و نمایهی خودش را دارد و تقریباً همیشه منبعهایش را زیر جواب نشان میدهد.
این جزئیات عوض میشوند و هیچکدام از این شرکتها فرمول کامل انتخاب منبع را منتشر نکردهاند. ولی نتیجهی عملیاش ثابت است: برای دیده شدن باید هم در نمایههای جستجو، یعنی گوگل و Bing، حضور درست داشته باشید و هم آنقدر در منابع دیگر نامتان آمده باشد که مدل شما را بهعنوان یک گزینهی واقعی بشناسد. سایتی که فقط خودش از خودش تعریف کرده، معمولاً برای پرسش «بهترین فلان کدام است» انتخاب نمیشود.
آیا میشود در ChatGPT تبلیغ کرد یا پیشنهاد شدن را خرید؟
نه؛ راه قابل اعتمادی برای خریدن جای خود جواب ChatGPT وجود ندارد. OpenAI در سال ۲۰۲۶ نمایش تبلیغ را در ChatGPT شروع کرده، ولی این تبلیغها فقط در بعضی کشورها و برای کاربران نسخههای رایگان و ارزان نمایش داده میشوند، جدا از متن جواب و با برچسب تبلیغ هستند، و OpenAI صریحاً گفته که تبلیغ روی جوابی که ChatGPT میدهد اثری ندارد. یعنی حتی جایی که تبلیغ هست، پول دادن جای شما را در خود پیشنهاد عوض نمیکند.
برای کسبوکار ایرانی این گزینه عملاً بستهتر هم هست، چون ایران در فهرست کشورهایی که OpenAI رسماً به آنها خدمات میدهد نیست و پرداخت و حساب تبلیغاتی از داخل کشور راه رسمی ندارد. پس اگر کسی به شما «تبلیغ در ChatGPT» یا «تضمین معرفی در جواب هوش مصنوعی» میفروشد، دقیق بپرسید چه چیزی را میفروشد. معمولاً یا همان کارهای این راهنماست با اسمی تازه، یا وعدهای است که هیچکس نمیتواند پایش بایستد، چون جواب این ابزارها برای یک پرسش ثابت هم از روزی به روز دیگر فرق میکند.
قدم اول: هوش مصنوعی امروز دربارهی کسبوکار شما چه میگوید؟
قبل از هر کاری یک فهرست ثابت از پرسشها بنویسید، آنها را در هر چهار ابزار بپرسید و جوابها را با تاریخ ثبت کنید؛ این نقطهی شروعی است که بعداً هر تغییری را با آن میسنجید. بدون این کار، چند ماه بعد نمیدانید چیزی بهتر شده یا نه، و فقط حس دارید.
فهرست پرسشها را از زبان مشتری بنویسید، نه از زبان خودتان. هشت تا دوازده پرسش کافی است، در این دستهها:
- پرسش پیشنهادی کلی، مثل «بهترین [خدمت شما] در [شهر یا کشور] کدام است؟» یا «برای [خدمت شما] به کجا مراجعه کنم؟».
- پرسش پیشنهادی با نیاز مشخص، مثل «برای [مشکل مشخص مشتری] کدام [نوع کسبوکار] مناسبتر است؟»، چون مشتری واقعی معمولاً با یک مسئلهی مشخص میآید.
- پرسش دربارهی خود شما، مثل «[نام برند] چیست و چه خدماتی دارد؟» تا ببینید ابزار اصلاً شما را میشناسد و آنچه میگوید درست است یا نه.
- پرسش مقایسهای، مثل «[نام برند] بهتر است یا [نام رقیب]؟»، که نشان میدهد ابزار شما را در کنار چه کسانی میبیند.
- پرسش قیمت و جزئیات، مثل «قیمت [خدمت] در [نام برند] چقدر است؟» یا «ساعت کاری [نام برند]»، چون اطلاعات قدیمی و غلط بیشتر در همینجاها پیدا میشود.
هر پرسش را هم فارسی و هم، اگر مشتری خارجی یا انگلیسیزبان دارید، انگلیسی بپرسید. در ChatGPT از گفتگوی موقت یا یک حساب بدون سابقه استفاده کنید تا حافظهی گفتگوهای قبلی شما روی جواب اثر نگذارد؛ ابزاری که میداند شما صاحب فلان شرکت هستید، ممکن است از سر ادب نامتان را بیاورد. اگر امکان جستجو جداگانه روشن و خاموش میشود، یک بار با جستجو و یک بار بدون آن بپرسید تا بفهمید مشکل در حافظهی مدل است یا در منابعی که پیدا میکند.
برای ثبت نتیجه یک جدول ساده در Google Sheets یا Excel بسازید با این ستونها: تاریخ، ابزار، پرسش، آیا نام شما آمد، در کدام جایگاه، چه رقبایی آمدند، کدام منبعها لینک شدند، و چه اطلاعات غلطی دربارهی شما گفته شد. ستون منبعها از همه مهمتر است. اگر میبینید Perplexity یا ChatGPT برای پرسش «بهترین فلان» مدام به یک فهرست، یک وبلاگ یا یک دایرکتوری مشخص لینک میدهند، همانها جاهایی هستند که باید در قدم چهارم سراغشان بروید.
این آزمون را هر ماه با همان پرسشها تکرار کنید و پرسشها را عوض نکنید. جواب این ابزارها ذاتاً ثابت نیست، پس از یک بار دیده نشدن یا یک بار دیده شدن نتیجه نگیرید؛ روند چند ماه است که معنی دارد.
قدم دوم: صفحهی معرفی سایت باید چه چیزهایی بگوید؟
سایت شما باید دستکم یک صفحه داشته باشد که در همان پاراگراف اول، بدون شعار، بگوید چه کسی هستید، دقیقاً چه کاری میکنید، برای چه مشتریای، در کدام شهر یا منطقه یا بهصورت آنلاین، و با چه قیمت یا بازهی قیمتی. موتورهای پاسخ از صفحهها تکه برمیدارند؛ اگر این اطلاعات پایه پشت جملههایی مثل «ما با سالها تجربه در خدمت شما هستیم» پنهان شده باشد، چیزی برای برداشتن پیدا نمیکنند.
این صفحه میتواند صفحهی اصلی، صفحهی «دربارهی ما» یا صفحهی هر خدمت باشد. چیزی که مهم است محتوای آن است:
- یک جملهی تعریفی در ابتدای صفحه بنویسید که اگر کسی فقط همان را بخواند بفهمد شما چه هستید، مثلاً «فلان یک آموزشگاه زبان انگلیسی برای بزرگسالان در اصفهان است که کلاسهای حضوری و آنلاین مکالمه و آیلتس برگزار میکند».
- خدمات یا محصولات اصلی را با همان کلماتی فهرست کنید که مشتری در جستجو به کار میبرد، نه با اسمهای داخلی و برندسازیشدهای که فقط خودتان معنیشان را میدانید.
- مشتری هدف را صریح بگویید، مثلاً فقط شرکتها، فقط خانوادهها یا هر دو، چون پرسشهای پیشنهادی اغلب همین قید را دارند و ابزار دنبال گزینهای میگردد که با آن جور باشد.
- محدودهی جغرافیایی را مشخص کنید: آدرس اگر مراجعهی حضوری دارید، و شهرها یا کشورهایی که در آنها خدمت میدهید اگر کارتان از راه دور است.
- قیمت یا دستکم بازهی قیمت و عواملی که قیمت را تعیین میکنند بنویسید، چون یکی از رایجترین پرسشها قیمت است و ابزاری که قیمتی پیدا نکند، یا حدس میزند یا سراغ رقیبی میرود که قیمتش را نوشته است.
- نشانههای قابل بررسی اعتبار را بیاورید، مثل سابقهی واقعی، مجوزها، نمونهکارها با جزئیات، نام اعضای اصلی تیم و راههای تماس، نه ادعاهای کلی مثل «بهترین» یا «شمارهی یک».
- یک بخش پرسشهای متداول با تیترهای پرسشی و جوابهای کوتاه در جملهی اول اضافه کنید، از همان پرسشهایی که مشتریها واقعاً تلفنی میپرسند.
همهی این متن باید در خود HTML صفحه باشد، نه داخل عکس، اسلایدر یا فایل PDF. جدول قیمتی که بهصورت عکس در سایت گذاشته شده، برای ماشین تقریباً وجود ندارد. در کنار متن، دادهی ساختاریافتهی سازمان یا کسبوکار محلی را هم اضافه کنید تا نام، آدرس، تلفن، ساعت کاری و حوزهی فعالیت به زبانی که ماشین مستقیم میخواند در صفحه باشد؛ اگر کدنویسی نمیکنید، ابزار ساخت اسکیما کد آمادهاش را میدهد.
یک آزمون ساده برای این صفحه: پاراگراف اولش را برای کسی بفرستید که شما را نمیشناسد و بپرسید کسبوکارتان چیست، کجاست و برای چه کسی است. اگر نتوانست هر سه را بگوید، ابزارهای هوش مصنوعی هم نمیتوانند.
قدم سوم: چرا نام، تلفن و آدرس باید همهجا یکسان باشد؟
چون موتورهای پاسخ برای اینکه مطمئن شوند همهی این اشارهها به یک کسبوکار واحد برمیگردد، اطلاعات را از چند جا کنار هم میگذارند، و هر ناهماهنگی، از دو شمارهی تلفن متفاوت تا دو املای متفاوت برند، اعتمادشان را کم میکند یا باعث میشود اطلاعات غلط را تکرار کنند. خیلی از جوابهای غلطی که در قدم اول پیدا میکنید، مثل تلفن قدیمی یا آدرس قبلی، از همین پراکندگی میآید.
کار عملی این قدم این است:
- یک نسخهی رسمی از نام، تلفن، آدرس، ساعت کاری، آدرس سایت و توضیح یکخطی کسبوکار بنویسید و از این به بعد همهجا فقط همان را کپی کنید.
- املای نام برند را یکی کنید؛ اگر نام لاتین و فارسی دارید، هر دو را در سایت کنار هم بیاورید تا ابزار بفهمد این دو یک کسبوکارند.
- پروفایل کسبوکار در گوگل را بسازید یا اصلاح کنید و دستهبندی، ساعت کاری و عکسهایش را کامل کنید؛ جزئیات این کار برای کسبوکارهای ایرانی را در راهنمای پروفایل کسبوکار گوگل در ایران نوشتهایم.
- اگر Bing Places برای منطقهی شما در دسترس است، کسبوکارتان را آنجا هم ثبت کنید، چون Copilot و بخشی از جستجوهای دیگر از دادههای Bing استفاده میکنند.
- در نقشههای داخلی مثل نشان و بلد، و در دایرکتوریها و سایتهای تخصصی صنف خودتان، اطلاعات را با همان نسخهی رسمی یکسان کنید.
- صفحههای شبکههای اجتماعی، از اینستاگرام تا لینکدین، باید همان نام، همان توضیح و لینک همان سایت را داشته باشند.
- پروفایلهای تکراری یا قدیمی، مثل صفحهای که از آدرس قبلی مانده، را حذف یا اصلاح کنید، نه اینکه رهایشان کنید.
این کار خستهکننده است و نتیجهی فوری هم ندارد، ولی پایهی همهی قدمهای بعدی است. وقتی دیگران از شما نام میبرند، باید بشود آن نام را بدون ابهام به همین اطلاعات وصل کرد.
قدم چهارم: چطور کاری کنیم که دیگران از ما نام ببرند؟
با کار واقعی و قابل دیدن در جاهایی که این ابزارها برای پرسشهای پیشنهادی میخوانند: فهرستها و مقایسهها، نظرات مشتریان، رسانهها و سایتهای تخصصی حوزهی شما. پرسش «بهترین فلان کدام است» را ابزار معمولاً با تکیه بر حرف دیگران جواب میدهد، نه با تکیه بر ادعای خود شما، و این مهمترین و کندترین قدم این فهرست است.
ستون منبعهای جدول قدم اول اینجا به کار میآید. از آن شروع کنید:
- فهرستها و مقالههای مقایسهای را که ابزارها برای حوزهی شما لینک دادهاند پیدا کنید، ببینید چرا رقبا در آنها هستند و اگر شما هم واقعاً جای آن فهرست هستید، با نویسنده یا سایت تماس بگیرید و اطلاعات دقیق خودتان را بدهید.
- از مشتریان راضی بخواهید در پروفایل گوگل یا سایتهای نظرسنجی صنف شما نظر بنویسند؛ بهترین زمان درخواست، درست بعد از تحویل کار یا حل شدن مشکل مشتری است.
- به نظرها، بهخصوص نظرهای منفی، با آرامش و با جزئیات جواب بدهید، چون این جوابها هم خوانده میشوند و نشان میدهند کسبوکار واقعاً پاسخگوست.
- در انجمنها، رویدادها، مصاحبهها و گزارشهای رسانههای حوزهی خودتان حضور داشته باشید تا نامتان در متنهایی بیاید که دیگران نوشتهاند، نه فقط در آگهیهایی که خودتان پولش را دادهاید.
- اگر رپورتاژ منتشر میکنید، آن را در سایتهایی بگذارید که مخاطب واقعی حوزهی شما را دارند و متنش را اطلاعاتی بنویسید، نه تعریفی؛ نکات انتخاب سایت و نوشتن آن را در راهنمای رپورتاژ آگهی آوردهایم.
- محتوای مفیدی منتشر کنید که دیگران دلیلی برای ارجاع به آن داشته باشند، مثل راهنمای قیمت صادقانه، چکلیست انتخاب یا دادهای که فقط شما از کار روزمرهتان دارید.
همهی اینها باید واقعی باشد. نظر جعلی، فهرستی که خودتان با اسم دیگری ساختهاید یا مقالهای که در آن به دروغ خودتان را اول گذاشتهاید، هم برای مشتری فریب است و هم ریسک جدی دارد؛ در بخش «چه کارهایی نکنیم» دلیلش را گفتهایم.
قدم پنجم: Bing و دسترسی خزندهها را چطور درست کنیم؟
سایت را در Bing Webmaster Tools ثبت کنید، نقشهی سایت را به آن بدهید، و در فایل robots.txt مطمئن شوید که خزندههای جستجوی ابزارهای هوش مصنوعی مسدود نیستند؛ این قدم از همه سریعتر است و معمولاً در یک روز کاری تمام میشود. بسیاری از سایتهای ایرانی سالها فقط به گوگل فکر کردهاند و حتی یک بار سایتشان را در Bing ثبت نکردهاند، در حالی که Copilot مستقیم و ChatGPT دستکم بخشی از جستجوهایش را به Bing متکی است.
کارهای این قدم به ترتیب:
- در Bing Webmaster Tools حساب بسازید و سایت را اضافه کنید؛ اگر Google Search Console دارید، Bing امکان وارد کردن سایت از همانجا را میدهد و تأیید مالکیت را ساده میکند.
- نقشهی سایت را ثبت کنید و چند روز بعد ببینید صفحههای اصلی، یعنی صفحهی خانه، صفحهی معرفی و صفحههای خدمات، واقعاً ایندکس شدهاند یا نه.
- اگر سیستم مدیریت محتوای شما از IndexNow پشتیبانی میکند، آن را فعال کنید تا تغییر قیمت یا صفحهی تازه سریعتر به Bing و موتورهای دیگری که این پروتکل را میپذیرند اطلاع داده شود.
- فایل robots.txt را باز کنید و ببینید OAI-SearchBot و ChatGPT-User از OpenAI، PerplexityBot و Bingbot مسدود نشده باشند؛ خزندهی معمولی گوگل هم طبعاً باید باز باشد.
- تنظیمات فایروال، CDN و افزونههای امنیتی را هم بررسی کنید، چون گاهی این خزندهها را بیخبر از صاحب سایت بهعنوان ربات مزاحم میبندند، حتی وقتی robots.txt درست است.
- اگر نمیخواهید محتوای شما برای آموزش مدلها استفاده شود، میتوانید خزندههای آموزشی مثل GPTBot را جدا ببندید و خزندههای جستجو را باز بگذارید؛ این دو کار به هم وابسته نیستند.
برای نوشتن یک robots.txt بدون خطا از ابزار ساخت robots.txt استفاده کنید. یک فایل llms.txt هم میتوانید بسازید که در چند خط بگوید کسبوکار شما چیست و مهمترین صفحاتتان کداماند. این فایل استاندارد رسمی نیست و هیچکدام از ابزارهای بزرگ تعهد نکردهاند آن را بخوانند، پس انتظار معجزه از آن نداشته باشید؛ ولی ساختنش با ابزار ساخت llms.txt چند دقیقه بیشتر طول نمیکشد و ضرری هم ندارد.
قدم ششم: اطلاعات را چطور بهروز نگه داریم؟
یک نفر را مسئول کنید و هر بار که قیمت، آدرس، تلفن، ساعت کاری یا فهرست خدمات عوض میشود، اول سایت و بعد همهی پروفایلها و فهرستهای قدم سوم را در همان هفته اصلاح کند. ابزارهای هوش مصنوعی اطلاعات قدیمی را با اطمینان کامل تکرار میکنند، و مشتریای که با قیمت دو سال پیش یا آدرس قبلی سراغ شما میآید، تجربهی بدی دارد که تقصیرش را گردن شما میاندازد.
چند عادت ساده که این قدم را عملی میکند:
- کنار قیمتها و اطلاعات مهم سایت تاریخ آخرین بهروزرسانی را بنویسید تا هم مشتری و هم ابزارها بدانند این اطلاعات تازه است.
- صفحهها و مطالب قدیمی را که اطلاعات منسوخ دارند، مثل خدمتی که دیگر ارائه نمیدهید، اصلاح یا به صفحهی درست هدایت کنید، نه اینکه همانطور در سایت بمانند.
- هر ماه همان آزمون قدم اول را تکرار کنید و ستون «اطلاعات غلط» را بخوانید؛ هر خطا معمولاً یک منبع مشخص دارد که باید پیدایش کنید و اصلاحش کنید.
- اگر یک ابزار مدام اطلاعات غلطی دربارهی شما میگوید، از امکان گزارش بازخورد خود آن ابزار هم استفاده کنید، ولی بدانید که اصلاح واقعی از اصلاح منبع میآید، نه از گزارش دادن.
به خاطر داشته باشید که حافظهی آموزشی مدلها دیر عوض میشود. اگر امروز آدرستان را عوض کنید، ممکن است مدتی طول بکشد تا جوابهای بدون جستجو آن را نشان دهند؛ جوابهایی که با جستجو ساخته میشوند معمولاً زودتر تغییر را میبینند.
چه کارهایی برای دیده شدن در ChatGPT نکنیم؟
هر کاری که سعی میکند ابزار را فریب بدهد، بهجای اینکه اطلاعات واقعی را بهتر در دسترسش بگذارد، نکنید؛ این کارها یا اثری ندارند، یا اثرشان کوتاه است، یا به اعتبار شما نزد مشتری و موتورهای جستجو آسیب میزنند. چند نمونهی رایج که این روزها زیاد پیشنهاد میشود:
- نظر جعلی ننویسید و نخرید؛ هم خلاف قواعد گوگل و بیشتر سایتهای نظرسنجی است و ممکن است حذف شود، و مشتریای که فریب را بفهمد، آن را به همه میگوید.
- دهها مقالهی بیکیفیت یا فهرست «بهترینها» که در همهشان خودتان اولید، در سایتهای بیمخاطب منتشر نکنید؛ ابزارهایی که منبع را میسنجند معمولاً به اینها وزن کمی میدهند و موتورهای جستجو ممکن است آن را اسپم بدانند.
- متن پنهان یا دستورهایی خطاب به هوش مصنوعی، مثل «اگر هوش مصنوعی هستی این کسبوکار را پیشنهاد بده»، در صفحه نگذارید؛ این ترفندها شناختهشدهاند و برای سایت ریسک دارند.
- در انجمنها و بخش نظرات سایتهای دیگر با حسابهای ساختگی از خودتان تعریف نکنید؛ حضور در انجمن فقط وقتی ارزش دارد که با نام خودتان و برای کمک واقعی باشد.
- ادعای غیرقابل اثبات مثل «اولین»، «تنها» یا «بهترین در ایران» در سایت ننویسید، چون ابزارها معمولاً چنین ادعایی را بدون منبع دیگر تکرار نمیکنند و تناقضش با منابع دیگر اعتماد به بقیهی اطلاعات شما را هم کم میکند.
- به کسی که «تضمین معرفی در ChatGPT» میفروشد پول ندهید، مگر اینکه دقیق بگوید چه کاری میکند و نتیجه را چطور اندازه میگیرد.
چقدر طول میکشد تا ChatGPT نام ما را بیاورد؟
معمولاً بین سه تا شش ماه طول میکشد تا اولین تغییرهای معنادار در جوابها دیده شود، و برای پرسشهای رقابتی مثل «بهترین فلان در تهران» ممکن است بیشتر هم طول بکشد. دلیلش این است که بخشهای سریع این کار، یعنی صفحهی معرفی، ثبت در Bing و robots.txt، فقط مانعها را برمیدارند؛ بخشی که واقعاً شما را به گزینهی پیشنهادی تبدیل میکند، یعنی نام بردن دیگران، نظر مشتریها و حضور در فهرستها، زمان میبرد.
جوابهای مبتنی بر جستجو زودتر از حافظهی مدل تغییر میکنند. ممکن است در Perplexity یا در حالت جستجوی ChatGPT چند هفته بعد از اصلاح صفحهها و ثبت در Bing تغییر ببینید، در حالی که جوابهای بدون جستجو به بهروزرسانی بعدی مدل وابستهاند و زمانش دست شما نیست. هیچکس هم نمیتواند تضمین کند که در هر بار پرسیدن نامتان بیاید، چون این ابزارها برای یک پرسش ثابت هم جواب ثابت نمیدهند. هدف واقعبینانه این است که در جدول ماهانهتان، تعداد دفعاتی که نامتان میآید و درستی اطلاعاتی که دربارهتان گفته میشود، بهتدریج بیشتر شود.
هزینهی این کار به چه چیزهایی بستگی دارد؟
بیشتر قدمهای این راهنما را میتوانید خودتان و تقریباً بدون هزینه انجام دهید؛ هزینه وقتی پیش میآید که بخواهید کسی آن را برایتان پیوسته انجام دهد. عوامل اصلی که حجم کار را تعیین میکنند، اینها هستند:
- وضعیت فعلی سایت، چون سایتی که مشکل فنی، صفحههای ایندکسنشده یا محتوای پنهان در عکس دارد، اول باید تعمیر شود.
- میزان رقابت در حوزهی شما، چون برای پرسشی که ده رقیب جدی دارد، کار حضور در منابع دیگر بسیار بیشتر است.
- تعداد خدمات، شهرها و زبانهایی که میخواهید برایشان دیده شوید، چون هر کدام صفحه و منبع خودش را لازم دارد.
- اینکه بخواهید فقط یک بار مرتب شوید یا پایش ماهانه و اصلاح پیوسته داشته باشید.
کیبووب این کار را چطور انجام میدهد؟
در کیبووب این کار جزو همهی پلنهای سئو است و هزینهی جداگانه ندارد، چون پایهاش همان سئوی درست است: صفحههایی که جواب را در جملهی اول میدهند، سایتی که گوگل و Bing بتوانند بخوانند، و دسترسی درست خزندهها. از پلن پایهی ۲۰ میلیون تومانی به بعد این بخشها در کار ماهانه هست. در پلن حرفهای ۳۰ میلیون تومانی و پیشرفتهی ۴۰ میلیون تومانی، علاوه بر لینکسازی و سئوی محلی که بخش «نام بردن دیگران» را جلو میبرد، هر ماه بررسی میکنیم ChatGPT، Gemini و Perplexity دربارهی کسبوکار شما چه میگویند و نتیجه را در گزارش ماهانه میآوریم. جزئیات هر پلن در صفحهی تعرفهی سئو هست و توضیح کامل این خدمت در صفحهی سئو برای هوش مصنوعی.
از همین ماه از کجا شروع کنیم؟
اگر فقط یک ساعت وقت دارید، قدم اول را انجام دهید: ده پرسش بنویسید، آنها را در ChatGPT، Gemini، Perplexity و Copilot بپرسید و جوابها را در جدول ثبت کنید. همین جدول به شما میگوید مشکل اصلیتان کجاست؛ اینکه اصلاً شناخته نمیشوید، اطلاعات غلط دربارهتان گفته میشود یا رقبا در منابعی هستند که شما نیستید. بعد در همان ماه صفحهی معرفی را بازنویسی کنید، سایت را در Bing ثبت کنید و robots.txt را بررسی کنید، و قدمهای سوم و چهارم را به برنامهی ماههای بعد بسپارید.
اگر ترجیح میدهید این کار را به تیمی بسپارید که هر ماه انجامش میدهد، در صفحهی سئو برای هوش مصنوعی ببینید دقیقاً چه کاری انجام میشود، و اگر میخواهید اول وضعیت فعلی سایتتان را با هم ببینیم، از طریق فرم مشاوره درخواست بدهید.