سئو برای هوش مصنوعی یعنی کاری کنید که وقتی کسی از ChatGPT، Gemini، Perplexity یا خلاصهی هوش مصنوعی گوگل دربارهی کار شما سؤال میپرسد، نام کسبوکارتان در جواب بیاید یا سایتتان بهعنوان منبع نقل شود. به این کار AEO (بهینهسازی برای موتورهای پاسخ) و GEO (بهینهسازی برای موتورهای مولد) میگویند. پایهاش همان سئوی کلاسیک است: سایتی که موتورهای جستجو بتوانند بخوانند، صفحاتی که در همان جملهی اول جواب روشن میدهند، دادهی ساختاریافتهی درست، و اعتباری که از ذکر نام شما در سایتها، فهرستها و رسانههای دیگر میآید. چند کار هم مخصوص این موتورهاست، مثل ثبت سایت در Bing، باز گذاشتن راه خزندههای هوش مصنوعی و بهروز نگه داشتن قیمتها و اطلاعات.
این راهنما برای صاحب کسبوکاری است که میبیند مشتریانش بهجای گوگل از چتباتها سؤال میپرسند و میخواهد بداند چه کاری واقعاً اثر دارد و چه چیزی فقط اسم تازهی یک کار قدیمی است. هر جا دربارهی طرز کار این موتورها اطلاعات عمومی و قطعی وجود ندارد، همانجا گفتهایم.
AEO چیست؟
AEO یا Answer Engine Optimization یعنی آماده کردن محتوا برای اینکه یک موتور پاسخ بتواند بخشی از آن را مستقیماً بهعنوان جواب یک پرسش بردارد. موتور پاسخ هر سیستمی است که بهجای فهرست لینک، خودِ جواب را نشان میدهد: از بخشهای پاسخ برجستهی گوگل و دستیارهای صوتی گرفته تا ChatGPT و Perplexity. اصطلاح AEO قدیمیتر از چتباتهاست و از دورانی آمده که گوگل یک پاراگراف از یک سایت را بالای نتایج نشان میداد.
هستهی AEO ساده است: پرسش مشتری را دقیق بشناسید، آن را در تیتر صفحه بیاورید و در جملهی اول زیر تیتر جواب کامل بدهید. جوابی که برای فهمیدنش باید سه پاراگراف مقدمه خواند، برای موتور پاسخ قابل برداشتن نیست.
GEO چیست و چه فرقی با AEO دارد؟
GEO یا Generative Engine Optimization یعنی بهینهسازی برای موتورهایی که جواب را خودشان مینویسند، یعنی مدلهای زبانی مثل ChatGPT و Gemini، و هدفش این است که نام شما در متنی که مدل تولید میکند بیاید یا سایتتان کنار آن بهعنوان منبع نمایش داده شود. فرقش با AEO بیشتر در تأکید است تا در ماهیت. AEO روی این تمرکز دارد که یک تکه از صفحهی شما عیناً نقل شود؛ GEO روی این که مدل، وقتی از چند منبع جواب میسازد، شما را بشناسد، به شما اعتماد کند و نامتان را بیاورد.
در عمل این دو اصطلاح تقریباً بهجای هم به کار میروند و بازار هنوز روی یک تعریف دقیق توافق نکرده است. برای صاحب کسبوکار مهم نیست اسمش را چه بگذارد؛ مهم این است که بداند دو چیز اثر دارد: محتوای خود سایت که قابل نقل باشد، و حرفهایی که دیگران دربارهی او در اینترنت زدهاند.
آیا AEO و GEO جای سئوی کلاسیک را میگیرند؟
نه؛ AEO و GEO روی سئوی کلاسیک ساخته میشوند و بدون آن تقریباً کار نمیکنند. بیشتر موتورهای پاسخی که به اینترنت وصلاند، برای پیدا کردن منبع اول در یک نمایهی جستجو میگردند. اگر صفحهی شما ایندکس نشده باشد، کند باشد، محتوایش پشت جاوااسکریپت پنهان شده باشد یا برای آن پرسش جای خوبی در نتایج نداشته باشد، شانس کمی دارد که به مرحلهی انتخاب منبع برسد.
به همین دلیل اگر هنوز پایههای سئوی سایتتان را نمیشناسید، بهتر است اول راهنمای سئو چیست را بخوانید. چیزی که با موتورهای پاسخ عوض شده، وزن بعضی کارهاست: ساختار پرسش و پاسخ مهمتر شده، ذکر نام برند در منابع دیگر اهمیت بیشتری پیدا کرده و Bing که در ایران معمولاً نادیده گرفته میشد، حالا جدیتر است.
موتورهای پاسخ هوش مصنوعی منابعشان را چطور انتخاب میکنند؟
بهطور کلی دو راه دارند: یا از چیزی که در دورهی آموزش مدل یاد گرفتهاند جواب میدهند، یا در لحظه در اینترنت جستجو میکنند و از نتایج جواب میسازند. جزئیات این کار برای هیچکدام از این شرکتها کامل منتشر نشده و مدام عوض میشود، پس هر کسی که ادعا میکند «الگوریتم ChatGPT» را دقیق میشناسد، اغراق میکند. آنچه بهطور عمومی فهمیده میشود اینهاست:
- دانش آموزشی مدل از متنهای عمومی اینترنت تا یک تاریخ مشخص ساخته شده است، پس اگر نام شما قبل از آن تاریخ در جاهای مختلف آمده باشد، مدل ممکن است بدون جستجو هم شما را بشناسد.
- در حالت جستجو، موتور پرسش کاربر را به یک یا چند جستجو تبدیل میکند، چند صفحه از نتایج را میخواند و بخشهای مرتبط را برای ساختن جواب برمیدارد؛ به این مرحله بازیابی (retrieval) میگویند.
- نمایهای که موتور در آن جستجو میکند برای هر سرویس فرق دارد؛ گوگل از نمایهی خودش استفاده میکند، Copilot از Bing، و ChatGPT برای جستجو از ارائهدهندگان جستجوی بیرونی کمک میگیرد که Bing از شناختهشدهترین آنهاست.
- صفحهای که در بازیابی برداشته میشود معمولاً صفحهای است که بخش مشخصی از آن دقیقاً به پرسش جواب میدهد، نه صفحهای که فقط کلی دربارهی موضوع حرف زده است.
- برای پرسشهایی مثل «بهترین فلان در شیراز»، موتورها اغلب به فهرستها، نظرات کاربران، مقایسهها و گزارشهای رسانهها تکیه میکنند، یعنی به چیزی که دیگران دربارهی شما نوشتهاند، نه فقط ادعای خود سایتتان.
بخش نامعلوم ماجرا وزن هر کدام از این عوامل است. هیچ شرکتی فهرست عوامل رتبهبندی منابع را منتشر نکرده، و رفتار یک موتور حتی برای یک پرسش ثابت، از روزی به روز دیگر و از کاربری به کاربر دیگر فرق میکند. پس هدف واقعبینانه «همیشه اول بودن» نیست، بلکه بالا بردن احتمال دیده شدن است.
چرا Bing برای دیده شدن در ChatGPT مهم است؟
چون بخشی از جستجوهای ChatGPT و تمام جستجوهای Microsoft Copilot به نمایهی Bing متکیاند، و صفحهای که Bing آن را نشناسد، در این مسیر عملاً وجود ندارد. بسیاری از سایتهای ایرانی سالها فقط به گوگل فکر کردهاند و هیچوقت سایتشان را در Bing ثبت نکردهاند. نتیجه این است که گاهی سایتی در گوگل رتبهی خوبی دارد ولی در Bing صفحات مهمش اصلاً ایندکس نشدهاند.
اینکه ChatGPT در هر لحظه دقیقاً از کدام منبع جستجو استفاده میکند، عمومی و ثابت نیست و ممکن است تغییر کند. ولی ثبت سایت در Bing هزینهای ندارد و ضرری هم نمیزند، پس منطقی نیست منتظر قطعیت بمانید. راه انجامش را چند بخش پایینتر آوردهایم.
چطور در جواب ChatGPT دیده شویم؟
برای دیده شدن در جواب ChatGPT باید سه چیز را با هم درست کنید: سایتتان در موتورهای جستجو، بهخصوص Bing، ایندکس و قابل خواندن باشد؛ صفحاتتان به پرسشهای مشخص مشتری جواب مستقیم و قابل نقل بدهند؛ و نام کسبوکارتان در منابع دیگر به شکلی یکسان و معتبر آمده باشد. هیچکدام از اینها بهتنهایی کافی نیست. فهرست کارها، به ترتیبی که معمولاً پیشنهاد میکنیم، این است:
- اول مطمئن شوید صفحات اصلی سایت در گوگل و Bing ایندکس شدهاند و خطای فنی مانعشان نیست.
- پرسشهای واقعی مشتریان را جمع کنید، از تماسهای تلفنی و پیامها گرفته تا سؤالهایی که فروشندههایتان هر روز جواب میدهند.
- برای هر پرسش مهم، یا یک صفحه بسازید یا یک بخش با تیتر پرسشی که در جملهی اولش جواب کامل باشد.
- دادهی ساختاریافتهی درست برای کسبوکار، خدمات و مقالات اضافه کنید.
- تنظیمات robots.txt را بررسی کنید تا خزندههایی که میخواهید، ناخواسته مسدود نشده باشند.
- نام، آدرس و تلفن کسبوکار را در همهی فهرستها و نقشهها یکسان کنید.
- برای ذکر شدن نامتان در سایتهای معتبر دیگر، از فهرستهای تخصصی گرفته تا رپورتاژ و نظرات مشتریان، برنامه داشته باشید.
- هر ماه همان پرسشها را از موتورها بپرسید و جوابها را با تاریخ ثبت کنید تا بدانید چه چیزی تغییر کرده است.
در ادامه هر کدام از این قدمها را جداگانه باز کردهایم.
محتوا را چطور بنویسیم که موتورهای پاسخ نقلش کنند؟
محتوای قابل نقل محتوایی است که هر بخشش بهتنهایی معنی دارد و جواب را در جملهی اول میدهد. موتور پاسخ معمولاً کل صفحه را نقل نمیکند؛ یک تکه را برمیدارد. اگر آن تکه با «همانطور که بالاتر گفتیم» شروع شود یا جوابش در پاراگراف سوم باشد، برداشتنش سخت است. سادهترین قالب این است: تیتری که دقیقاً همان پرسش مشتری است، و پاراگرافی زیرش که با جواب شروع میشود و بعد توضیح و استثناها را میآورد.
چند نکتهی دیگر هم به نقلپذیری کمک میکند:
- تیترها را به زبان مشتری بنویسید، نه به زبان داخلی شرکت؛ مشتری میپرسد «تعمیر کولر گازی چقدر طول میکشد»، نه «فرایند سرویس تجهیزات سرمایشی».
- اعداد، شرایط و استثناها را صریح بنویسید، چون جوابی که «بستگی دارد» بدون توضیحِ اینکه به چه بستگی دارد، به درد نقل کردن نمیخورد.
- هر صفحه را روی یک موضوع متمرکز نگه دارید تا موتور مجبور نشود از میان ده موضوع بیربط جواب را پیدا کند.
- متن اصلی را در خود HTML صفحه بگذارید، نه در عکس، فایل PDF یا بخشی که فقط با کلیک باز میشود و ممکن است خزنده آن را نبیند.
- جملهها را کامل و بدون ضمیرهای مبهم بنویسید؛ «این روش» در یک تکهی جدا از متن معنی ندارد، ولی «طراحی سایت با وردپرس» معنی دارد.
اگر محتوا را با کمک ابزارهای هوش مصنوعی مینویسید، همان قواعد کیفیت سر جایش است؛ در راهنمای محتوای هوش مصنوعی و سئو توضیح دادهایم کجا کمک میکند و کجا به سایت ضرر میزند.
FAQ و دادهی ساختاریافته چه کمکی میکنند؟
دادهی ساختاریافته (اسکیما) به ماشینها میگوید هر بخش صفحه دقیقاً چیست: نام کسبوکار، آدرس، ساعت کاری، خدمت، قیمت، نویسندهی مقاله یا یک جفت پرسش و پاسخ. این اطلاعات بهشکل کد JSON-LD در صفحه قرار میگیرد و کاربر آن را نمیبیند. فایدهاش برای موتورهای پاسخ این است که لازم نیست اطلاعات اصلی را از لابهلای متن حدس بزنند.
دربارهی FAQ باید صادق بود: گوگل چند سال است نمایش پرسش و پاسخهای بازشونده در نتایج را برای بیشتر سایتها محدود کرده، پس اسکیمای FAQ دیگر برای اغلب کسبوکارها ظاهر نتیجهی گوگل را تغییر نمیدهد. با این حال، بخش پرسشهای متداول در خود صفحه هنوز ارزشمند است، چون همان قالب پرسش و جواب کوتاهی است که موتورهای پاسخ راحتتر برمیدارند. اسکیما را فقط برای چیزی بگذارید که واقعاً در صفحه دیده میشود؛ پرسش و پاسخی که فقط در کد هست و کاربر نمیبیند، خلاف قواعد گوگل است.
برای شروع، اسکیمای کسبوکار محلی یا سازمان در صفحهی اصلی و صفحهی تماس، اسکیمای مقاله با نام نویسنده در صفحات بلاگ، و اسکیمای خدمت یا محصول در صفحات فروش کافی است. اگر نمیخواهید کد را دستی بنویسید، با ابزار ساخت اسکیما میتوانید کد آمادهی هر کدام را بگیرید و در صفحه بگذارید.
llms.txt چیست و آیا لازم است؟
llms.txt یک فایل متنی در ریشهی سایت است که به زبان ساده خلاصهای از کسبوکار و فهرست مهمترین صفحات را برای مدلهای زبانی میآورد؛ لازم نیست، ولی ساختنش هزینهی کمی دارد. این فایل یک پیشنهاد نوظهور است که از سال ۲۰۲۴ مطرح شده، نه یک استاندارد رسمی. هیچکدام از موتورهای بزرگ متعهد نشدهاند که آن را بخوانند، و گوگل در راهنمای خودش دربارهی قابلیتهای هوش مصنوعی جستجو گفته است برای حضور در آنها به فایل خاصی نیاز نیست.
پس چرا اصلاً سراغش برویم؟ چون بعضی ابزارها و دستیارهای برنامهنویسی آن را میخوانند، ساختنش یک ساعت هم طول نمیکشد، و نوشتنش شما را مجبور میکند در چند خط بگویید کسبوکارتان چیست و کدام صفحات مهمترند؛ همین تمرین برای خود سایت هم مفید است. فقط انتظار نداشته باشید با گذاشتن این فایل، فردا نامتان در ChatGPT بیاید. اگر خواستید یکی بسازید، ابزار ساخت llms.txt قالب درستش را آماده میکند.
آیا باید به خزندههای هوش مصنوعی اجازهی ورود داد؟
برای بیشتر کسبوکارهایی که میخواهند در جوابهای هوش مصنوعی دیده شوند، بله؛ دستکم به خزندههایی که برای جستجو و نقل منبع کار میکنند باید اجازه داد. اگر در robots.txt راه این خزندهها را ببندید، موتور مربوطه نمیتواند صفحات شما را بخواند و نقل کند. مشکل اینجاست که بعضی قالبها، افزونههای امنیتی و تنظیمات CDN این خزندهها را بیخبر از صاحب سایت مسدود میکنند.
چند شرکت بزرگ برای کارهای مختلف خزندههای جدا دارند و این تفکیک به شما اجازهی انتخاب میدهد:
- OpenAI برای آموزش مدل از GPTBot، برای جستجوی ChatGPT از OAI-SearchBot و برای وقتی که کاربر خودش از ChatGPT میخواهد صفحهای را باز کند از ChatGPT-User استفاده میکند.
- Perplexity خزندهای به نام PerplexityBot دارد و Anthropic هم برای Claude خزندهای به نام ClaudeBot.
- گوگل برای خلاصههای هوش مصنوعی جستجو از همان Googlebot معمولی استفاده میکند، و علامت Google-Extended فقط تعیین میکند محتوای شما برای آموزش و پاسخهای Gemini استفاده شود یا نه، نه اینکه در جستجو دیده شوید یا نه.
- نام و کارکرد این خزندهها گاهی عوض میشود، پس پیش از تصمیم نهایی، مستندات فعلی هر شرکت را ببینید.
بدهبستان ماجرا روشن است. اگر کسبوکار شما خدمات یا محصول میفروشد، دیده شدن معمولاً از محافظت از متن مهمتر است. اگر ناشر هستید و درآمدتان از خوانده شدن خود مطالب است، ممکن است بخواهید جلوی خزندههای آموزشی را بگیرید و فقط خزندههای جستجو را باز بگذارید. بار سرور هم یک ملاحظه است؛ بعضی خزندهها پرتکرارند و روی هاست ضعیف اثر میگذارند. برای نوشتن یک فایل بدون خطا، از ابزار ساخت robots.txt کمک بگیرید و بعد از هر تغییر، دسترسی صفحات مهم را دوباره بررسی کنید.
Bing Webmaster Tools و IndexNow را چطور راه بیندازیم؟
Bing Webmaster Tools معادل سرچ کنسول گوگل برای Bing است و راهاندازیاش معمولاً کمتر از نیم ساعت طول میکشد، بهخصوص اگر سایت از قبل در سرچ کنسول گوگل ثبت شده باشد، چون Bing امکان وارد کردن مستقیم سایتها از سرچ کنسول را دارد. بعد از ثبت، نقشهی سایت را معرفی کنید و گزارش صفحات ایندکسشده را ببینید. خیلی وقتها همینجا معلوم میشود که Bing بخش بزرگی از سایت را نمیشناسد.
IndexNow پروتکلی است که بهجای انتظار برای خزش، تغییرات سایت را همان لحظه به موتورهای پشتیبان خبر میدهد. Bing و چند موتور دیگر از آن پشتیبانی میکنند، ولی گوگل از آن استفاده نمیکند، پس جای نقشهی سایت و سرچ کنسول را نمیگیرد. فایدهاش وقتی بیشتر است که قیمت یا اطلاعات صفحات زیاد عوض میشود و میخواهید نسخهی تازه زودتر دیده شود. در وردپرس افزونههای رایج سئو این قابلیت را دارند و در سایتهای اختصاصی، با چند خط کد اضافه میشود.
چرا نام، آدرس و تلفن باید همهجا یکسان باشد؟
چون موتورهای پاسخ برای اینکه مطمئن شوند همهی این منابع دربارهی یک کسبوکار حرف میزنند، اطلاعات را کنار هم میگذارند، و هر ناهماهنگی اعتمادشان را کم میکند. اگر در سایتتان یک شماره، در نقشهها شمارهی دیگر و در یک فهرست مشاغل آدرس قدیمی باشد، مدل ممکن است اطلاعات غلط را نقل کند یا اصلاً شما را بهعنوان یک موجودیت مشخص نشناسد.
- یک نسخهی رسمی از نام، آدرس کامل و تلفن بنویسید و همان را عیناً همهجا استفاده کنید، حتی در جزئیاتی مثل «خیابان» یا «خ.».
- پروفایلتان را در نقشههای ایرانی مثل نشان و بلد و نقشهی گوگل بررسی و اصلاح کنید؛ ثبت پروفایل کسبوکار گوگل برای ایران محدودیت دارد و جزئیاتش در راهنمای پروفایل کسبوکار گوگل در ایران آمده است.
- فهرستهای مشاغل، صفحات شبکههای اجتماعی و پروفایلهای قدیمی را پیدا کنید و اطلاعات کهنه را بهروز یا حذف کنید.
- همین اطلاعات را در اسکیمای کسبوکار سایت هم بیاورید تا منبع اصلی و مرجع، خود سایت شما باشد.
ذکر نام در سایتهای دیگر چقدر اثر دارد؟
برای پرسشهایی که مشتری با آنها انتخاب میکند، مثل «بهترین» یا «معتبرترین»، ذکر نام در سایتهای دیگر احتمالاً مهمترین عامل است، چون موتورهای پاسخ ترجیح میدهند حرف شخص سوم را نقل کنند تا ادعای خود کسبوکار را. سایتی که در صفحهی خودش نوشته «بهترین کلینیک شیراز» برای موتور پاسخ شاهد قویای نیست؛ چند مقالهی مستقل که او را در فهرست کلینیکهای خوب آوردهاند، هست.
منابعی که معمولاً ارزش دارند اینها هستند:
- فهرستها و مقایسههایی که سایتهای مرتبط با صنعت شما منتشر میکنند و نام کسبوکارتان در آنها با توضیح درست آمده است.
- نظرات واقعی مشتریان در نقشهها، فروشگاههای اینترنتی و سایتهای نقد و بررسی، که هم تعدادشان مهم است و هم اینکه تازه باشند.
- رپورتاژ و گزارش در رسانههایی که خوانندهی واقعی دارند و دربارهی موضوعی حرف میزنند که به کار شما مربوط است.
- مصاحبه، حضور در رویدادهای صنفی و همکاری با کسبوکارهای همسو که نامتان را در متن طبیعی میآورند.
این همان منطق لینکسازی است، با این فرق که اینجا خودِ ذکر نام، حتی بدون لینک، ارزش دارد. برای اینکه بدانید کدام لینک مفید است و کدام ضرر میزند، راهنمای بکلینک را ببینید، و اگر میخواهید رپورتاژ بخرید، راهنمای رپورتاژ توضیح میدهد چطور رسانهی درست را انتخاب کنید که پولتان صرف سایتهای بیخواننده نشود.
نویسنده و تیم واقعی چه نقشی دارند؟
نویسنده و تیم واقعی نشانهی تجربه و تخصصاند و به موتورها کمک میکنند بفهمند پشت محتوا آدمهایی هستند که موضوع را میشناسند. گوگل این را با مفهوم E-E-A-T توضیح میدهد: تجربه، تخصص، اعتبار و قابلاعتماد بودن. این یک عدد یا امتیاز مشخص نیست، بلکه چارچوبی است برای اینکه محتوای قابلاعتماد از محتوای بیصاحب جدا شود، و منطقی است که موتورهای پاسخ هم دنبال همین نشانهها باشند.
- برای مقالات، نام نویسندهی واقعی را بیاورید و صفحهای برایش بسازید که سابقه و حوزهی کارش را توضیح دهد.
- صفحهی «دربارهی ما» را با نام افراد، سابقهی کسبوکار، آدرس و راه تماس واقعی کامل کنید، نه با چند جملهی کلی.
- در محتوا تجربهی دستاول خودتان را بنویسید: مشکلی که بارها دیدهاید، اشتباهی که مشتریها معمولاً میکنند، یا چیزی که فقط کسی که این کار را کرده میداند.
- مجوزها، عضویتهای صنفی و نمونهکارهای واقعی را جایی بگذارید که دیده شود.
چرا قیمتها و اطلاعات سایت باید بهروز باشد؟
چون مدلها و موتورهای پاسخ همان چیزی را نقل میکنند که پیدا کردهاند، و اگر قیمت قدیمی، ساعت کاری قبلی یا خدمتی که دیگر ارائه نمیدهید جایی در اینترنت مانده باشد، ممکن است همان را به مشتری بگویند. در بازار ایران که قیمتها زود عوض میشوند، این مشکل جدیتر است: مشتری با عددی تماس میگیرد که دو سال پیش درست بوده و شما مجبورید توضیح دهید چرا با «چیزی که هوش مصنوعی گفته» فرق دارد.
دانش آموزشی مدل را نمیتوانید عوض کنید، ولی میتوانید کاری کنید که در حالت جستجو، نسخهی تازه پیدا شود. صفحهی قیمت را بهروز نگه دارید و تاریخ بهروزرسانی را روی آن بنویسید، صفحات قدیمی با اطلاعات کهنه را اصلاح یا به نسخهی جدید ریدایرکت کنید، و از رسانهها و فهرستهایی که اطلاعات قدیمی شما را دارند بخواهید اصلاحش کنند. اگر قیمت ثابت ندارید، بهجای حذف کامل قیمت، بنویسید قیمت به چه چیزهایی بستگی دارد؛ وگرنه موتور پاسخ عدد را از جای دیگری برمیدارد.
نتیجهی AEO و GEO را چطور اندازه بگیریم؟
سادهترین و قابلاعتمادترین روش این است که هر ماه یک فهرست ثابت از پرسشها را در هر موتور بپرسید و جوابها را با تاریخ ثبت کنید. ابزارهای خارجی برای پایش حضور در جوابهای هوش مصنوعی وجود دارند، ولی برای بیشتر کسبوکارهای ایرانی یک جدول سادهی ماهانه کافی و دقیقتر است، چون دقیقاً همان پرسشهایی را میسنجد که مشتریان خودتان میپرسند.
- ده تا بیست پرسش انتخاب کنید که مشتری واقعی میپرسد، از پرسشهای عمومی مثل «طراحی سایت فروشگاهی چقدر طول میکشد» تا پرسشهای انتخابی مثل «یک شرکت خوب برای فلان کار در شیراز معرفی کن».
- هر ماه همان پرسشها را با همان عبارت در ChatGPT، Gemini، Perplexity و جستجوی گوگل بپرسید و جواب را با تاریخ ذخیره کنید.
- برای هر جواب ثبت کنید که نام شما آمد یا نه، سایتتان منبع بود یا نه، اطلاعات درست بود یا نه، و کدام رقبا یا منابع نام برده شدند.
- پرسشها را تا جای ممکن در حالت بدون سابقه یا با حسابی که تاریخچهی شخصی کمی دارد بپرسید، چون حافظه و گفتگوهای قبلی روی جواب اثر میگذارند.
- در ابزار آمار سایت، بازدیدهای ارجاعی از chatgpt.com، perplexity.ai، gemini.google.com و copilot.microsoft.com را جداگانه دنبال کنید؛ ChatGPT گاهی به لینکها نشانهی منبع هم اضافه میکند که تشخیص را سادهتر میکند.
این اعداد را با احتیاط بخوانید. جواب موتورها حتی برای یک پرسش ثابت تغییر میکند، پس یک بار دیده شدن یا نشدن چیزی را ثابت نمیکند؛ روند چندماهه است که معنی دارد. همهی بازدیدهای ناشی از هوش مصنوعی هم در آمار با منبع درست ثبت نمیشوند، چون بعضی کاربران نام شما را در جواب میبینند و بعد مستقیم سایت را جستجو میکنند. اینکه نتیجه کی دیده شود قطعی نیست؛ تغییرات فنی و ایندکس در Bing ممکن است ظرف چند هفته اثر کنند، ولی ساختن اعتبار بیرونی معمولاً ماهها طول میکشد، چون منابع دیگر باید دربارهی شما بنویسند و موتورها آنها را پیدا کنند.
چه کارهایی برای دیده شدن در هوش مصنوعی ضرر دارد؟
هر ترفندی که میخواهد موتور را فریب دهد، بهجای اینکه جواب بهتری به او بدهد، دیر یا زود ضرر میزند. همان روشهایی که در سئوی کلاسیک جریمه داشتند، با اسم تازه دوباره فروخته میشوند:
- پر کردن صفحه با کلمهی کلیدی یا پرسشهای تکراری «برای رباتها» متن را برای آدمها ناخوانا میکند و موتورهای جستجو سالهاست آن را تشخیص میدهند.
- نظرات جعلی، چه روی سایت خودتان و چه در نقشهها و فهرستها، اگر کشف شود، دقیقاً همان اعتمادی را از بین میبرد که دنبالش بودید و ممکن است به حذف پروفایل برسد.
- متن پنهان، یعنی نوشتهای که کاربر نمیبیند ولی ربات میخواند، خلاف صریح قواعد گوگل است؛ دستورهایی که بعضیها در متن پنهان برای مدلها میگذارند تا آنها را به تعریف از خودشان وادار کنند هم از همین جنس است.
- تولید انبوه صفحههای کممحتوا برای هر شکل ممکن از یک پرسش، بهجای یک صفحهی کامل، سایت را از نظر کیفیت پایین میآورد.
- ساختن سایتها و وبلاگهای جعلی که فقط از شما تعریف میکنند، همان شبکهی لینک خصوصی قدیمی است و ارزش شاهد مستقل را ندارد.
کسی که «تضمین حضور در جواب ChatGPT» میفروشد، یا نمیداند این موتورها چطور کار میکنند یا میداند و از یکی از همین روشها استفاده میکند. هیچکس جواب یک مدل زبانی را کنترل نمیکند.
فارسی بودن چه فرصت و چه دردسری دارد؟
فرصتش این است که محتوای فارسیِ دقیق و بهروز در بیشتر حوزهها کم است، پس موتورهای پاسخ برای پرسشهای فارسی منبع زیادی برای انتخاب ندارند و یک صفحهی خوب شانس بیشتری دارد که دیده شود. در خیلی از صنعتها، جوابی که امروز یک موتور پاسخ به یک پرسش فارسی میدهد، یا از چند منبع ضعیف ساخته شده یا ترجمهی تقریبی منابع انگلیسی است که با بازار ایران جور درنمیآید. صفحهای که همان پرسش را با شرایط واقعی ایران جواب دهد، رقیب زیادی ندارد.
دردسرش در جزئیات نوشتار است. فارسی چند شکل نوشتن برای یک کلمه دارد و این برای ماشینها یعنی چند کلمهی متفاوت:
- نیمفاصله را درست بگذارید؛ «میشود»، «می شود» و «میشود» از نظر ماشین سه چیز متفاوتاند و متن یکدست راحتتر فهمیده و نقل میشود.
- نام برند را همهجا به یک شکل بنویسید و تصمیم بگیرید شکل فارسی و لاتینش چیست؛ اگر جایی با فاصله، جایی بیفاصله و جایی فقط لاتین نوشته شود، ممکن است موتور اینها را یک کسبوکار نداند.
- در صفحهی اصلی و صفحهی دربارهی ما، شکل فارسی و لاتین نام برند را کنار هم بیاورید تا ارتباطشان برای موتورها روشن باشد.
- حروف عربی و فارسی را یکدست کنید، بهخصوص «ی» و «ک» که در متنهای کپیشده از جاهای دیگر گاهی عربیاند.
- اعداد را در یک صفحه یکشکل بنویسید و واحدها، مثل تومان و ریال، را صریح بیاورید تا موتور عدد را اشتباه نقل نکند.
یک نکتهی دیگر هم هست: دسترسی به بعضی از این سرویسها از داخل ایران محدود است و دسترسپذیری قابلیتهای هوش مصنوعی گوگل هم بسته به کشور و زبان فرق میکند. با این حال کاربران ایرانی از این ابزارها استفاده میکنند، و کسانی که خارج از ایران به دنبال خدمات ایرانیاند هم همینطور. پس صبر کردن تا «رسمی شدن» این ابزارها در ایران، یعنی واگذار کردن این فضا به رقبا.
از کجا شروع کنیم؟
اگر میخواهید همین هفته شروع کنید، این ترتیب معمولاً بیشترین اثر را با کمترین هزینه دارد:
- ده پرسش اصلی مشتریانتان را بنویسید، آنها را از ChatGPT و Perplexity بپرسید و جواب امروز را با تاریخ ذخیره کنید تا نقطهی شروع داشته باشید.
- سایت را در Bing Webmaster Tools ثبت کنید و ببینید کدام صفحات ایندکس نشدهاند.
- فایل robots.txt را بررسی کنید تا خزندههای جستجوی هوش مصنوعی ناخواسته مسدود نشده باشند.
- برای صفحات اصلی خدمات، یک بخش پرسش و پاسخ با جوابهای مستقیم اضافه کنید و اسکیمای کسبوکار را کامل کنید.
- نام، آدرس و تلفن را در نقشهها و فهرستها یکسان کنید و صفحهی قیمت را بهروز کنید.
بعد از این قدمها، کار اصلی همان سئوی مستمر است: محتوایی که پرسشهای واقعی را جواب میدهد و اعتباری که از بیرون سایت ساخته میشود. اگر بخواهید این کار را به تیمی بسپارید، در تعرفهی پکیجهای سئو میبینید هر پکیج چه چیزهایی را شامل میشود؛ بهینهسازی برای موتورهای پاسخ جدا از سئو فروخته نمیشود، چون همان کار است که درست انجام شده باشد.